بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي
195
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )
لَيْسَ عَلَى الْأَعْمى حَرَجٌ نيست بر نابينا گناهى اگر از جهاد تخلف ورزد وَ لا عَلَى الْأَعْرَجِ حَرَجٌ و نه بر لنگ گناهى گفتهاند كه داخل در اعرجست كسى كه پايش را قطع كرده باشند و كسى كه زمين گير باشد از زمان ولادت يا بوسيلهء عروض مرضى وَ لا عَلَى الْمَرِيضِ حَرَجٌ و نه بر بيمار گناهى وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ و هر كس كه فرمان برد خدا و رسول خدا را در امر بجهاد يُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ داخل گرداند خداى تعالى آن كس را در بهشتهايى كه ميرود از زير مساكن و قصور و اشجار آن بهشتها جويهاى آب وَ مَنْ يَتَوَلَّ يُعَذِّبْهُ عَذاباً أَلِيماً و هر كس كه روى بگرداند از امر الهى و قدم در ميدان جهاد نگذارد عذاب كند خداى تعالى آن كس را عذابى دردناك . اين حكم بر سبيل عمومست چنانچه آيهء : وَ إِنْ تَتَوَلَّوْا حكم بر جماعت مخصوصه است لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ هر آينه بتحقيق خوشنود گشت خداى تعالى از مؤمنان إِذْ يُبايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ وقتى كه بيعت كردند با تو اى رسول خداى تعالى در زير درخت معلوم . گويند كه آن شجره درخت طلح است و طلح درخت موز است و آن مشهور بدرخت كيله است و بعضى درخت سدر كه كنارست گفته اند و مجمل اين بيعت چنين بود كه حضرت رسالت پناه صلى اللَّه عليه و آله و سلم در سال ششم از هجرت در واقعه ديد كه با جمعى از اصحاب بطواف كعبهء معظمه مشغولست و حضرت تهيهء اسباب سفر پرداخته در غرهء ذو القعدهء همين سال از مدينه بيرون رفته هدى با خود